المحقق الأردبيلي

742

حديقة الشيعة ( فارسى )

اعتقاد ، هفت گروهند و شيعه يك گروه و اين هشتگانه كبار فرق اسلاميه‌اند و هر يك را شعب و طرق است چنان كه پيش از اين ياد كرديم و اشاعره را يك فرقه از كبار امت شمرده آنگاه مىگويد : دوم معتزله و ايشان ده فرقت‌اند و آن ده فرقه را شمرده بعد از آن مىگويد : سيّم از آن هشتگانه ، شيعه‌اند ، كه بعد از تعداد شعب ايشان ، مىگويد كه مجموع بيست و يك فرقت‌اند مجملا خوارج را پانزده فرقه گرفته‌اند و مجبره را شش فرقه و مشبّهه را دوازده فرقه و آنگاه مىگويد : هفتم صوفيه‌اند كه دو فرقت‌اند و نوريه را يك فرقهء از ايشان شمرده و حلوليه را يك فرقه و بعد از آن مىگويد : هشتم از آن فرقه هشتگانه ، مرجئه‌اند و ايشان شش فرقه‌اند ؛ پس مىگويد چون اصول اين هفتاد و سه فرقت و كبار ايشان را پديد كردم اكنون در هر يكى به حدّ استقصاء سخن گويم . غرض آنكه با وجود آنكه سيد مذكور تقيه كرده صوفيه را يكى از كبار فرقه مخالفين گرفته و مىبايد ديد كه دربارهء ايشان به تخصيص درباره حسين بن منصور حلاج چه مىگويد و در اين باب بىتقيه علماى ما به عربى و فارسى كتابها نوشته‌اند ؛ اما آنچه به فارسى نوشته‌اند . كتاب « ايجاز المطالب فى ابراز المذاهب » از همه بهتر است . ديگر بايد دانست كه عثمان بن شريك كوفى كه به ابو هاشم كوفى مشهور بود در آخرهاى زمان بنى اميه اين مذهب و اين طريقه را وضع نموده و ابن حمزه در كتاب « الهادى الى النجاة من جميع المهلكات » و كتاب « ايجاز المطالب فى ابراز المذاهب » آورده و سيد مرتضى رازى در كتاب « فصول » ذكر كرده و از مشايخ صوفيه شيخ عزيز نسفى كه از مشاهير علماى اين طايفه است در كتاب « تصفية القلوب » قايل شده و قشيرى كه سنّيان او را امام قشيرى مىگويند كه از بزرگان علماى نواصب و صوفيه است و صاحب تصانيف بسيار است در چند كتاب و رساله‌اش اعتراف به اين نموده و ملا جامى در اوايل كتاب « نفحات الانس » از او نقل كرده « 1 » و خود به اين قايل است و به غير از اين در

--> ( 1 ) . نفحات الانس ص 3 و 21 .